ادراکات لحظات نزدیک به مرگ و تحولات روحی آن

۰ تومان

ادراکات لحظات نزدیک به مرگ و تحولات روحی آن

نویسنده: دکتر ملوین مورس

مترجم: دکتر رضا جمالیان

زبان: فارسی

فرمت: pdf

تعدادصفحات: 265

حجم فایل: 6745 KB

توضیحات

ادراکات لحظات نزدیک به مرگ و تحولات روحی آن نوشته دکتر ملوین مورس، یکی از پژوهشگران برجسته در این زمینه و استاد دانشگاه معتبر سیاتل در ایالت واشینگتن است که علاوه بر چندین مقاله پزشکی و تخصصی در مجلات پزشکی بسیار معتبر کتابهائی هم با پژوهش بر روی پرونده های پزشکی صدها کودک یا نوجوان کوچکتر از ۱۲ ساله تألیف کرده که این افراد لحظات نزدیک به مرگ یا حتی دقایقی کوتاهی پس از ایست قلبی و تنفسی را تجربه کرده بودند.

ادراکات لحظات نزدیک به مرگ و تحولات روحی آن

۹ نشانه ویژه ادراکات نزدیک به مرگ در سطور زیر به صورت فهرست آمده اند.هر علامت در قالب داستان کوتاهی و از زبان افرادی بیان شده اند، که خود آنها عملاً از دروازه مرگ بازگشته اند.

۱- احساس مرده بودن

یک بانوی ۶۵ ساله ساکن شیکاگو پس از ایست قلبی

به سختی میتوان این مطلب را بیان کرد. زمانی بود که من دیگر همسر شوهرم نبودم، مادر بچه هایم نبودم، فرزند پدرم هم نبودم، من تنها به صورت کامل فقط خودم بودم.

۲- احساس آرامش و بی دردی

یک بانوی خانه دار ساکن ایالت جورجیا که پس از تصادف اتوموبیل از نظر پزشکی مرده بود

به نظر میآمد رشته هایی که مرا به جهان متصل کرده بودند، گسسته شده اند. از آن به بعد نه احساس ترس داشتم و نه اصلاً بدنم را احساس میکردم. به همین دلیل درد و ناراحتی خاصی را هم احساس نمی کردم. من سر و صدااهای آنها ( پزشکان و پرستاران ) را میشنیدم که در اطراف من مشغول کار بودند. ولی همه اینها برای من بی معنی و بی اهمیت بودند.

۳- احساس خروج از بدن

یک بانوی اهل ایالت آریزونا که پس از یک شوک دارویی، به ادراکات لحظات نزدیک به مرگ رسیده بود

من میتوانستم به پایین و به کالبدم نگاه کنم که بر روی تخت بیمارستان قرار داشت. دکتر ها و پرستارها با عجله در کنار بستر من به فعالیت مشغول بودند.من به خوبی عده ای را مشاهده کردم که با عجله و به زور دستگاه بزرگی را بر روی چرخهایش حرکت میدادند تا به پایین تخت من برسانند….

پشت سر من بر روی دیوار ساعتی قرار داشت. در این لحظات به صورت همزمان هم کالبدم را بر روی تخت بیمارستان میدیدم و هم آن ساعت را بر روی دیوار مشاهده میکردم. من به خوبی میتوانستم زمان ره ۱۱و۱۱ دقیقه بود ببینم و به خاطر بسپارم. خوب به یاد میآورم که پس اینکه بیدار شدم به پایین تخت نگاه میکردم تا خود را در آنجا پیدا کنم.

۴- تجربه تونل

یک دلال اتومبیل در ایالت جنوبی آمریکا که دچار صاعقه شده بود

من مشغول بازی گلف بودم که ناگهان طوفانی برخاست و گلوله ای از نور به کالبد من اصابت کرد. برای مدتی احساس میکردم که بر بالای کالبدم به صورت بلاتکلیف قرار گرفته ام. پس از مدتی احساس کردم که بدنم به سوی تونلی که بر بالای جسمم قرار داشت کشیده یا مکیده شد….

من بخوبی احساس میکردم که داخل تونلی قرار دارم و شاهد نوری در قسمت دیگر یا دهانه خارجی آن بودم که لحظه به لحظه بزرگتر و بزرگتر میشد.

۵- انسانهای نورانی یا کالبدهای ساخته شده از نور

یک پسر ده ساله که بر اثر ایست قلبی ادراکات لحظات نزدیک به مرگ را تجربه کرد

در قسمت انتهایی تونل به عده ای از انسانها برخوردم که از تمام کالبد آنها نور به خارج می تابید. درست مانند حالتی که آباژور ها دارند. تمام اشیایی هم که در اطراف وجود داشتند به این صورت بودند و گویی از درون آنها به اطراف پرتو افشانی می شد. من هیچکدام از انسانهایی را که در اینجا ملاقات کردم نمی شناختم، ولی به نظر میآمد که همه آنها به شدت و عاشقانه مرا دوست دارند.

۶- دیدن یک وجود مقدس و منور

یک بانوی میانسال که از ادراکات لحظات نزدیک به مرگ که مربوط به زمان کودکی او بود سخن میگفت

خوب به یاد میآورم زمانی که بیدار شدم، خودم را در یک باغ بزرگ مملو از گل یافتم. زمانی که به اطراف باغ نگاه کردم آن کالبد نورانی را مشاهده کردم. این باغ فوق العاده نورانی، با طراوت و زیبا بود، ولی در مقایسه با او بسیار بی فروغ و رنگ پریده به نظر می آمد. من احساس میکردم که شدیداً از سوی آن کالبد نورانی مورد عنایت و محبت هستم و او کاملاً با غذا دادن به من مرا تغذیه میکرد. این بهترین و جالب ترین احساسی بود که در عمرم با آن مواجه شده بودم…

۷- بازبینی مجدد سالهای زندگی

یک خانم ساکن ایالت اوهایو که در ۲۳ سالگی ادراکات لحظات نزدیک به مرگ را تجربه کرده است

این وجود نورانی که در کنار من قرار گرفته بود، تمام جریان زندگی مرا به من نشان داد. هر کاری که شما انجام داده بودید، در آنجا در برابر چشمان شما قرار می گرفت تا به ارزشیابی و قضاوت درباره آنها بپردازی. هرچند مشاهده قسمت هایی از آن برای من بسیار نامطبوع بود ولی در مجموع از مشاهده تمام آن لذت میبردم.

زمانی که با انسانهایی برخورد میکردم که آنها را رنجانده بودم متاسف و ناراحت میشدم و در لحظاتی که افرادی را مشاهده میکردم که به آنها کمک کرده بودم، از این عملی که انجام داده بودم شاد و مسرور میگردیدم.

۸- تنبلی و بی رغبتی در بازگشت به زندگی

یک متخصص بیماریهای قلب که پس از مرگی موقت بار دیگر به کمک یکی از همکارانش به زندگی برگشته بود

پس از مشاهده مجدد زندگی گذشته ام دیگر برای بازگشت به بدنم رغبتی نداشتم. در آنجا من راحت بودم و احساس میکردم کالبدی که نور های گسترده او اطرافم را احاطه کرده بود از عشق و محبت کامل و مطلق تشکیل شده است. او ( کالبدی که از نور تشکیل شده بود ) از من پرسید که آیا میخواهم به زندگی برگردم؟ من به او جواب منفی دادم ولی او به من تاکید کرد که بایستی به زندگی برگردم زیرا کارهای زیادی است که باید انجام شوند.

۹- تحولات شخصیتی

یک تاجر ۶۳ ساله پس از ایست قلبی و تجربه ادراکات لحظات نزدیک به مرگ

پس از اینکه در بیمارستان از مرگ موقت بازگشتم، اولین چیزی که مشاهده کردم یک گل بود. باور کنید پس از مشاهده آن از فرط شادی فریاد کشیدم، زیرا از آن زمان که بار دیگر از آستانه مرگ بازگشتم هرگز گلی ندیده بودم. پس از بازگشت از جهان دیگر اولین مطلبی را که دانستم این بود که همه ما جزء یک خلقت عظیم کیهانی هستیم، ما هرگز نمی توانیم به دیگر انسانها و موجودات آزار برسانیم بدون اینکه خودمان صدمه ببینیم. در بسیاری از موارد ما به صورت اندوهناکی اشتباه میکنیم.

۰/۵ ( ۰ نظر )

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “ادراکات لحظات نزدیک به مرگ و تحولات روحی آن”

شما شاید این را هم دوست داشته باشید